تبليغاتX
به سوی حقیقت
خاطرات حج عمره یک دانشجوی حسابداری

بنام خدا

خدایی که بزرگ و بخشنده است.خدایی که بندگانش بی اون هیچند و هر دلی نیازمند نور خدایی.به نام خدایی که هر وقت چشمت به خونش میوفته ، لرزه ای رو در تمام وجودت حس می کنی . خدایی که هر وقت در حریمش هستی ، همه چیز رو فراموش می کنی . خودت رو ، جایگاه زمینیت رو ، تمایلات دنیویت رو و خلاصه خالی میشی از هر چی که پُر هستی.

این حس رو من تجربه کردم . حسی سرشار از عشق ، عشق به خدایی که یکتاست .وقتی از درب مسجدالحرام وارد میشی ، وقتی برای اولین بار خانه خدا رو میبینی ، انگار که از همه چیز تهی شدی ، آب میشی، کاخ غرورت فرو میریزه ، وقتی صبح ، ظهر ، عصر ، شب  و خلاصه هر ثانیه ای از زمان که به سمت خونش میری ، میبینی همه انسانها ، از هر رنگی و هر سنی دارن طواف می کنن ، نماز می خونن ، زاری می کنن ، دعا می خونن و .... حس زیباییست حس دیدن خالقت ، حس زیبایست اجابت دعوت ، حس زیباییست بودن در مکانی که همه جای آن بوی پیامبر را می دهد ، بوی علی را و بوی پاکی را .حس زیباییست وارد شدن به مسجدالنبی ، بودن در روضه ، وارد شدن به بقیع ، دیدن منطقه احد ، مسجد ذوالقبلتین ، مساجد سبعه و خلاصه لمس تاریخ اسلام از نزدیک .

خداوند به من توفیق داد تا این حس رو تجربه کنم ، گر چه من بنده ای نبودم تا بهره مندی لازم رو از این توفیق داشته باشم ، اما خدا بزرگ است .امیدوارم که این حج رو از من قبول کرده باشه .

قصد داشتم از اونجا خاطراتم رو مستقیما روی وبلاگ قرار بدم.اتفاقا به اینترنت هم دسترسی داشتم ، اما صلاح دیدم که بذارم تا حج تمام بشه . قصد داشتم وقتی که کاملا حسش کردم شروع به نوشتن کنم ، و حالا کم کم در حال تکمیل کردن هستم.حدود 3 گیگا بایت عکس دارم و 4:30 فیلم .سعی کردم صحنه ای از دستم در نره . گرچه موفق نبودم.اما به ترتیب تاریخ وقایع رو ثبت کردم.

بازه زمانی حج من عبارت بود از :

روز

تاریخ

سال

از

تا

از

تا

 

چهارشنبه

چهارشنبه

19 تیر

2 مرداد

1387 شمسی

چهارشنبه

چهارشنبه

9 ژولای

23 ژولای

2008 میلادی

چهارشنبه

چهارشنبه

6 رجب

20 رجب

1429 قمری

 

به هر حال به ترتیب تاریخ می نویسم.البته تا تایپ کنم مدتی طول میکشه . شاید هفتهای دو روز بتونم . مطالب همه دوستان رو هم می خوندم . بهتون سر می زنم.

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 12:2  توسط علی خرم دل  | 

اگر رفتی شک نکن

شاید وقت برای شک کردن زیاد باشد.این سفر ، سفر یقین است.یقین داشته باش که خداوند تو را برگزیده است به میهمانی اش.یقین کن که لبیک اول ، از جانب حضرت حق "جل و علا" به سوی تو آمده است.با یقین دعوتش را لبیک بگو ، تا باز او پاسخت گوید.اگر مطمئن باشی پاسخش را خواهی شنید...مطمئن باش.

تو زائر سوزی هستی از آتشی که پس از رحلت رسول خدا (صلی الله علیه و آله)بر مدینه باقی مانده است و می ماند تا قیام قائم و شاید تا قیام قیامت.

تو زائر اطمینان مکه ای .خداوند سنگی از بهشت در زمین گذاشت تا مونس دلتنگی هایت باشد و اطمینان قلبت.

مناسک عمره را حضرت خداونی ، معماری کرده است و قواعد بیت عتیق را ابراهیم (علیه السلام ) و اسماعیل ( علیه السلام) بالا برده اند.می روی پشت مقام ابراهیم (علیه السلام) یا در حجر اسماعیل (علیه السلام).

می روی مدینه ، میان منبر پیامبر ( صلی الله علیه و آله) و محراب پیامبر (صلی الله علیه و آله ) که باغی است از باغهای بهشت . می روی به زیارت حرم نبوی و بقیع و ....

تاریخ اسلام و تاریخ توحید را همه یکجا داری.مسجد ذو قبلتین و قبا و سبعه و خندق و غماعه و ...

اینجا رفیع ترین و آسمانی ترین نقطه ی زمین خاکی است . لاهوتی ترین مکان ناسوت.....

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 19:52  توسط علی خرم دل  |